ویرایش جدید کتاب مرجع سلامت روان که مورد استفاده بسیاری از پزشکان است ممکن است شامل تشخیص هایی در مورد اختلالاتی چون قهر کودکی و پرخوری باشد و به گفته متخصصان، این تشخیص ها می توانند بدین معنی باشند که در آینده ای نه چندان دور هیچ کس در طبقه بندی نرمال قرار نخواهد گرفت.
به گزارش روزنامه الکترونیکی دانش و
فناوری ـ ستنا، متخصصان صاحب نظر در امر سلامت روانی روز سه شنبه گذشته در جلسه ای اعلام کردند که کتاب DSM (راهنمای تشخیص و آمار اختلالات روانی) که هم اکنون در حال بازنگری جهت چاپ مجدد در سال 2013 است، ممکن است در ویرایش جدید تعریف متفاوتی از بیماری های روانی ارائه دهد به شکلی که بر مبنای تغییرات جدید در این کتاب تقریبا ً همه افراد به نوعی دارای اختلال روانی طبقه بندی خواهند شد.
این متخصصان با اشاره به مثالهایی چون "افسردگی خفیف حاصل از تشویش" ، "سندروم خطر روان پریشی" و "اختلال بی قاعدگی رفتاری" که در ویرایش جدید این کتاب گنجانده شده است، می گویند: «اکثر کسانی که در مراجعات قبلی خود به روانپزشکان کاملا ً سالم معرفی می شدند در آینده بهشان گفته خواهد شد که دارای اختلالات روانی اند.»
به نظر Til Wykes از موسسه روانپزکی کالج کینگز لندن، "موارد جدید در تعریف نرمال اختلال ایجاد می کند – تعریف نرمال بودن به مجموعه ای از تعاریف و شرایط مختلف تغییر می کند".
DSM توسط انجمن روانپزشکی آمریکا (APA) منتشر می شود و شامل: تعاریف ، علائم و معیارهای دیگر جهت تشخیص اختلالات روانی است. DSM بعنوان کتاب مرجع بین المللی تشخیص در حوزه روانپزشکی شناخته می شود.
معیار ها جهت ارائه تعاریف مشخص برای متخصصانی که به مداوای بیماران دارای اختلالات روانی مشغولند تعیین شده اند. همچنین این معیارها به عنوان مرجع مورد استفاده محققان و شرکت های دارویی که به دنبال یافتن راه های جدید جهت مداوای بیماران هستند، به کار میروند.
Wykes وهمکارش، Felicity Callard از موسسه روانپزشکی کالج کینگز و Nick Craddock از بخش روانپزشکی و عصب شناسی دانشگاه ماردیف می گویند، در انجمن های روانپزشکی بسیاری از اعضا ابراز نگرانی کرده اند که به موازات گسترش حیطه تعاریف در این کتاب تعداد افرادی که از طبقه بندی نرمال خارج خواهند شد افزایش می یابد.
این سه نفر در بیانیه ای مشترک اعلام کرده اند: "در عمل با طبقه بندی بسیاری از اختلالات جدید، تمامی ما دارای اختلال خواهیم بود".
این موضوع به این باور دامن خواهد زد که بسیاری از ما جهت مداوای اختلالاتمان به دارو احتیاج خواهیم داشت. نباید فراموش کرد که بسیاری از این داروها دارای عوارض ناخوشایند و در مواردی خطرناک هستند.
به عقیده آنها به عنوان مثال "سندروم خطر روانپریشی" بسیار نگران کننده است. بدین جهت که می تواند به اشتباه جوانانی را که تنها احتمال اندکی وجود دارد که این اختلال را داشته باشند، بیمار بنامد.
به گفته Wykes: «این موضوع شبیه به این خواهد بود که به 10 نفر که دچار سرماخوردگی عادی هستند بگوییم آنها در معرض خطر ذات الریه هستند – در حالیکه در شرایط عادی تنها یک نفر ممکن است دچار ذات الریه شود.
انجمن روانپزشکی آمریکا علی رغم درخواست های متعدد هنوز پاسخی نسبت به این نگرانی ها منتشر نکرده است.
دانشمندان به مثال های دیگری که در بازنگری قبیل این کتاب که تخت عنوان DSM4 چاپ شده است اشاره می کنند. این مثال ها شامل ADHD، اوتیسم و اختلال دو قطبی کودکی است.
آنها می گویند مثال های فوق باعث به وجود آمدن سه تشخیص اشتباه در خصوص همه گیری در آمریکا شده است.
طی دهه گذشته تعداد پزشکانی که مورد اعتراض والدین نگران در خصوص تجویز داروهائی مانند رتالین به کودکانشان قرار گرفته اند اندک نیست و این در حالی بود که اکثر این کودکان احتیاجی به این دارو نداشتنند.
میلیون ها نفر در سرتاسر دنیا که اکثرشان کودکان هستند، از داروهای ADHD چون رتالین نوارتیس استفاده می کنند. تنها در ایالات متحده آمریکا در سال 2008 رقم فروش این دارو ها 8/4 میلیارد دلار بوده است.
به نوشته روزنامه چینادیلی، Wykes و Callard با انتشار مقاله ای در مجله سلامت روان نگرانی خود را در خصوص ویرایش جدید DSM اعلام کرده اند. آنها همچنین به ده ها مقاله از سوی دانشمندان مختلف در همین زمینه اشاره کرده اند. DSM5 قرار است که در ماه می 2013 منتشر شود.
برگردان: آندره میکائیلی
اگر شما هم به مانند بسیاری از مدیران به خود می بالید که در اتاق خود را به روی کارمندان باز گذاشته اید و راه های بسیاری جهت برقراری ارتباط آنان با خود مهیا کرده اید، اگر باور دارید که اکثر افکار نفرات سازمان خود را می شناسید، «به هر حال کارمندان با صحبت در جلسات، گپ زدن های کوتاه در راهرو ها و ارسال e-mail با شما ارتباط برقرار می کنند!» باید بدانید که آن چیزی را که باید بشنوید نمی شنوید و آنقدر که باید بشنوید نمی شنوید.

به گزارش روزنامه الكترونيكي دانش و فناوري ـ ستنا، نویسندگان این مقاله در آخرین مرحله از تحقیقات ارزشمند خود با موضوع سکوت سازمانی به بررسی شش سئوال در تحقیق سالیانه ملی اجتماعی دانشگاه Cornell پرداختند تا دلیل خودداری پرسنل از اظهار نظر را بیابند.
باور عمومی بر این است که کارمندان هنگامی سکوت می کنند که احساس می کنند اظهار نظرشان باعث ایجاد دردسر می شود. ولی جالب است بدانیم که عمده دلیل مشترک عدم اظهار نظر نوعی احساس در خصوص اعلام نظراشتباه است تا هراس از عواقب انتقام گونه آن.
در همین زمینه و از آنجايی که کارمندان بعضا به اظهار نظر هم می پردازند، اغلب روسا از وجود خود سانسوری نزد کارمندانشان بی اطلاع هستند. به زعم این دسته از روسا آنها آن چیزهايی که لازم است را می شنوند در حالیکه عملا ً آنها مواجه با عدم اظهار نظر کارمندانشان هستند.
اوقاتی را به یاد آوریم که خودمان نیز از اظهار نظر خودداری کرده و ترجیح داده ایم سکوت اختیار کنیم. یقینا ً مواقع متعددی را می توانیم مثال بزنیم در حالی که شاید سعی کرده باشیم با ساده لوحی به توجیه این رفتار خود بپردازیم: «من زیاد صحبت می کنم ولی نه در مورد این موضوع خاص یا نه در این زمان خاص یا نه با یک مدیر خاص».
ترکیب کارمندان بی حرف و روسای فراموشکار باعث جلوگیری از هر انتقاد سازنده می شود يا به بیان دیگر باعث عدم آشکار شدن حقیقت می شوند. مهم تر اینکه این ترکیب باعث جلوگیری از ظهور ایده های خوب در سطح سازمان می شود.
اطلاعات جمع آوری شده از 439 نفر از کارمندانی که مورد مصاحبه قرار گرفته اند به گروه نویسندگان این مقاله کمک کرده است تا بتوانند چهار باور مشترک مدیران در خصوص چرخش اطلاعات و ایده ها در بین نفرات ستادی و صف را مشخص كنند.
باور اول: خانم ها و کارکنان غیر متخصص در مقایسه با آقایان و کارکنان متخصص کمتر اظهار نظر می كنند. دلیل این امر نگرانی آنها از عواقب اظهار نظر خود و یا اظهار نظر اشتباه است.
نتیجه تحقیق: هیچ تفاوت قابل اتکا از نظر آماری بین کارمندان زن و مرد با تحصیلات مختلف و سطوح درآمدی متفاوت در خصوص عدم اظهار نظر بدلیل ترس از اظهار نظر اشتباه وجود ندارد.
باور دوم: اگر کارمندان سازمان من به راحتی با من صحبت می کنند، پس اظهار نظرات آنان بدون پرده است.
نتیجه تحقیق: 42 درصد از پرسش شوندگان اعلام کرده اند که هر چند آنان هر از گاهی با مدیر خود صحبت می کنند ولی هنگامیکه احساس می کنند اظهار نظرشان عایدی نخواهد داشت، یا ممکن است باعث از دست دادن امتیازی شود از به اشتراک گذاشتن نظرات خود صرفنظر می کنند.
باور سوم: اگر کارمندان سازمان من اظهار نظر نمی کنند، بدین معناست که علی رغم تمامی تلاش های مدیریت احساس امنیت ندارند.
تنیجه تحقیق: این در حالی است که 25 درصد از پرسش شوندگان اعلام کرده اند که عدم اظهار نظر آنان در خصوص مطالب جاری به دلیل صرفه جويی در وقت است تا ترس از عواقب آن.
باور چهارم: تنها موضوعاتی که کارمندان به اظهار نظر در خصوص آن نمی پردازند موضوعاتی چون فعالیت های غیر اخلاقی و یا غیر قانونی است.
نتیجه تحقیق: حدود 20 درصد از پرسش شوندگان عنوان کرده اند که ترس از عواقب اظهار نظر باعث عدم شرکت در پیشنهاد دادن در خصوص موضوعات روزمره و ارتقای وضعیت است. این نوع سکوت روزمره باعث می شود که مدیران به اطلاعاتی که لازم است بدانند تا مشکلات بزرگتر را پشت سر بگذارند دسترسی نداشته باشند. این امر باعث کاهش کارآيی و در نتیجه پسرفت سازمان است.
منبع: مجله Harvard Business Review شماره ژوئن 2010
برگردان: آندره ميكائيلي
افسردگی در نوجوانان اقلیتهای قومی و نژادی
Written by Administratorنوجوانی دورهای مهم برای آغاز افسردگی اساسی است. اما به نظر میرسد با تمامی تدابیر اندیشیده شده برای رفع تبعیضهای قومی و نژادی، هنوز در اقلیت بودن، در درمان این ناهنجاری تاثیر منفی میگذارد.

به گزارش روزنامه الکترونیکی دانش و فناوری ـ ستنا، بر اساس بررسی های 5 ساله (2004 تا پایان2008) دانشمندانِ آمریکایی که روی بیش از 7700 نوجوان 12 تا 17 ساله انجام گرفت، نتایج نشان داد، اقلیتهای قومی و نژادی ساکن در ایالت آتلانتا بیشترین مبتلایان به افسردگیِ شدید و با کمترین پاسخ مثبت به درمان بودند.
نژادها و قومیتهای مورد ارزیابی در این تحقیق شامل: سفید پوستان غیر اسپانیایی، سیاه پوستان، اسپانیاییها و آسیاییها بود.
در بررسیهای انجام شده، دانشمندان دریافتند، میزان پاسخ به درمان افسردگیِ اساسی در سفید پوستان 40 درصد، سیاهان32 درصد،اسپانیایی ها 31 درصد و آسیاییها 19 درصد بوده است. با توجه به این نتایج مشخص است که میزان پاسخ مناسب به درمان در آسیاییها که از اقلیتهای قومی نژادی در آمریکا محسوب میشوند از دیگران کمتر است.
عليرغم وجود وضعیت برابرِ درمانی و خدمات یکسان در حوزهی سلامت برای این چهار گروه، به نظر میرسد عواملی چون، شکل ظاهری به عنوان مارک قومی و نژادی، توانایی کم در صحبت کردن به زبان انگلیسی، و بنابراین پاسخ کمتر و مراجعه کم به مراکزدرمانی و مسألهی درمان تأثیر بهسزایی داشته باشد.
نکته مهم این که، در ادامهی بررسیهای این دانشمندان هیچ نشانهی بارزی در جهت تبعیض قومی نژادی در سیستم بهداشت و درمان چه به شکل سرپایی و غیره در تشدید و عدم پاسخ مناسب به درمان افسردگی اساسی یافت نشد.
تهیه و تنظیم: علیرضا مینویی
تأثیر استرس قبل از زایمان بر سبک زندگی بعد از زایمان
Written by Administratorاسترس قبل از بارداری اغلب موجب گرایش به سبک زندکی کم تحرک پس ازبارداری در والدین میشود.

به گزارش روزنامه الکترونیکی دانش و فناوری ـ ستنا، دانشمندان گرجستانی در مطالعهای که روی 60 مادر که برای اولین بار تجربهی بارداری را داشتند نشان دادند، شاخص تودهی بدن در این افراد پس از بارداری بیش از حد اضافه میشود. و این به خاطر استرسی است که موجب کم تحرکی در این افراد میشود.
این آزمایشها توسط ارایه پرسشنامه و اندازهگیری شاخص تودهی بدن انجام گرفت. این دانشمندان میگویند، سبک زندگی کم تحرک بیشتر وابسته به میزان استرس مادر گزارش شده است و این استرس بعد از زایمان منجر به افسردگی، فعالیتی بدنی کم، و چاقی در مادر خواهد شد.
نکته جالب توجه علاقهی مادران در ماندن در خانه و معاشرتهای تلفنی است. علاقه به حضور در بیرون از خانه قدم زدن با نوزاد و... تحرک بیشتر به شدت در این مادران کاهش مییابد و خود این عامل باعث چاقی، افسردگی و در مقابل به دست آوردن حسِ پدر و مادر اصلح در والدین میشود.
تهیه و تنظیم: علیرضا مینویی
نوجوانان آسیایی و آمریکایی از هر نژاد و قومیتی و جنسیتی (بیشتر دختران) دچار بالاترین میزان افسردگی هستند.

به گزارش روزنامه الکترونیکی دانش و فناوری ـ ستنا، کارشناسان مختلف در زمینهی بهداشت روانی آمریکا که در حال بررسی مسائل مختلف اقلیتهای قومی، ملی و زنان هستند، از شیوع افسردگی به صورت شدید در این گروه ها ابراز نگرانی کردند. بر اساس این بررسیها، دختران آسیایی آمریکایی دچار بالاترین میزان نشانگان افسردگی هستند. زنان سنین 15 تا 24 سال آسیایی ـ آمریکایی بیشترین میزان خودکشی را نسبت بقیه نژادها و قومیتها دارند. خودکشی پنجمین دلیل عمده مرگ و میر این افراد است. زنان بالای 65 سال این گروه بیش از هم سالان خود دست به خودکشی می زنند.
به گزارش این محققان، بیشتر این آسیاییهایِ در معرضِ خطر، ازکشورهای چین، هند، ویتنام، کره جنوبی و فیلیپین هستند.
توصیههای این کارشناسان برای توجه بیشتر به این معضل اجتماعی شامل موارد زیر است:
- توجه به این مقوله در مسائل استراتژیک مبتنی بر توسعه. تعامل با دیگر ارگانها به خصوص سفارتها، رسانهها و مراکز فرهنگی
- استخدام این افراد در مراکز مشخص با دیگرافرادِ دو زبانی و در ماکزی که پاسخگوی مسائل بهداشت روانی باشند.
- شناخت مسایل درونی این افراد. مسایلی چون چگونگی روابط خانواگی، مسایل درون فردی و انتظارات خانواده از افراد مبتنی بر تفاوتهای فرهنگی و شرایط موجود در آمریکا.
تهیه و تنظیم: علیرضا مینویی
تحصیل در رشتهای خاص و گرایشهای جنسیتی در دختران
Written by Administratorدختران جوان برای ادامهی تحصیل به رشتههایی گرایش دارند که موضوع زن در آنها به شکل خوب و مثبت ارائه شده باشد.

به گزارش روزنامه الکترونیکی دانش و فناوری ـ ستنا، دانشمندان لوکزامبورگی با توجه به کاهش تعداد دانشجویان در رشتههای خاص به عنوان مثال آمار، فیزیک و فن آوری اطلاعات به این فکر افتادند تا دلایل این کمعلاقی را بررسی کرده و دختران را برای ادامه تحصیل در این رشتهها تشویق کنند.
این آزمایش روی 134 پسر و 160 دختر 14 ساله و با ارائهی پرسشنامه در 80 موضوع انجام گرفت. کلیت موضوعات مطرح شده در این تحقیق مبنی بر ایجاد فضای ذهنیِ تحصیلی چه به لحاظ مطالب درسی و نیز مکان مناسب و میزان علاقهمندی متمرکز بود. تفکر دربارهی فیزیک و کاربرد آن در دختران به کاربرد در عملهای جراحی زیبایی و در پسران به کاربد در کامپیوتر بود.
نتایج این بررسیها نشان داد در صورت بیان مربوط به مسایل مورد علاقه دختران درباره یک رشتهی خاص گرایش به تحصیلات در پرسشنامهها به این رشتهها (فیزیک و آمار و فن آوری) افزایش یافت ولی در پسران تحصیل در رشتهای کاهشِ چشمگیری داشت.
نکته مهم این تحقیق شاید به گرایشهای غالب علمی و چگونگی نگاه به دنیا چه از منظر علوم انسانی و چه علوم طبیعی دارد و مثلاً اهمیت و چرایی کاهشِ جنگلها علاقه ای است زنانه و به تبع آن گرایش به تحصیل را میشود در دو جنس پیشبینی کرد. اما در مقابل علاقه به دنیای مکانیکی و فنآوری راه تحصیل در پسران را روشن میسازد. شاید به نوعی برگردان این نوع نگاه به معنای وسیعتر بتواند بر مشکلات و مسایل مربوط کنونی در جهان راهحلهای زنانه و دگرگونی را پدید آورد. نگاه به دنیا از چشم زنان!
تهیه و تنظیم:علیرضا مینویی
تمرکز بر پایههای زیستی اختلال اضطراب، تفکر اساسی، قرار گرفتن در یک جمع یا برقراری ارتباط با دیگران به درمان بهتر اختلال اضطراب اجتماعي کمک خواهد کرد.

به گزارش روزنامه الکترونیکی دانش و فناوری ـ ستنا، دانشمندان آمریکایی درمان کنونی اختلال اضطراب اجتماعی را کم اثر میدانند و به دنبال کشف چگونگی و پدیدهآیی این اختلال در سیستم عصبی با اندازه گیری رزونانس مغناطیسی و تمرکز بر امواج جفتی دلتا و بتا دریافتند که این امواج در بالا رفتن اضطراب موثرند.
آزمایشها روی 25 بزرگسال دچار اختلال اضطرابی به صورت نتیجهگیری از این افراد، 12 بار در یک هفته پس از انجام رواندرمانی شناختی ـ رفتاری و روشهای ساختمند و در مقایسه با دو گروه کنترل یکی با علایم اضطراب اجتماعی بسیار بالا و یا پایین، بدون هیچ درمانی، صورت گرفت.
نتایج آزمایشهای دقیق این دانشمندان نشان داد هنوز نمیشود به درستی اذعان بر ارجحیت درمان با دارو یا روان درمانی داشت. ولی این اولین بار است که این اختلال با پایههای زیست شناختی مورد بررسی قرار گرفت نشان داد، بهبود در علائم رفتاری اضطراب اجتماعی با تغییر در سیستم عصبی صورت میگیرد و برعکس این قضیه در این آزمایشها به دست نیامد. یعنی تغییر در احساسات و رفتارکنش مغزی را آنچنان موجب فعالیت ثمر بخش نخواهد کرد.
به هر حال این آزمایش دریچهای است برای درمان بهتر اختلال اضطراب اجتماعی با توجه به پایههای زیستی این اختلال.
تهیه و تنظیم: علیرضا مینویی
مهاجرین جوان، آسانتر از دیگران خود را با فرهنگ کشور جدید منطبق میکنند.

به گزارش روزنامه الکترونیکی دانش و فناوری ـ ستنا، مطالعات جدید روانشناسان آمریکایی، نشان میدهد فرایند مهاجرت برای کودکان و نوجوانان و همسانسازی مسائل فرهنگی، بسیار سریعتر از بزرگسالان صورت میگیرد. بر اساس یافتهها زیر 15 سالگی بهترین نتیجه را دراین پدیده نشان میدهد.
این آزمایش روی بیش از 232 مهاجر هنگ کنگی به شهر ونکوور و در سنین مختلف از کودکان تا افراد دیگر در مرز 50 سالگی انجام گرفته است. از این افراد در مورد مسائل فرهنگی و میراث فرهنگی خود و کشور مقصد یعنی کانادا سوالاتی به عمل آمده بود. سوالاتی از قبیل این که موافقت و مخالفت در باره این جمله: من به تماشای فیلم های تولید شده در آمریکای شمالی علاقه زیادی دارم و این برای من مهم خواهد بود برای فهمِ بیشتر از معنای فرهنگ.
نتایج حاکی از آن است افررادی که در سنین زیر 15 سالگی به کانادا مهجرتکرده بودند بیشتر به فهم و شناخت فرهنگ و تاریخ کانادا علاقه مند بودند. در عوض مهاجران بعد از سن 25 سالگی چندان علاقه ای به این موضع نداشتند.
همانطور که روانشناسانِ رشد اذعان دارند این پدیده (رشد آدمی) حدوث یا یک اتفاق آنی نیست بلکه حرکتی انطباقی و مدت دار است. تفکر انتقادی در این سیر به انسان این توانایی را در سنین کودکی میدهد تا بر این منوال، انطباقی مسالمتآمیز با محیط خود داشته باشد.
اهمیت این موضوع تنها مربوط به دادن اطلاعات مناسب برای کشورهای مهاجرپذیر نیست بلکه مهمتر تأثیرِعوامل فرهنگیِ مهم و موثر در سنین کودکی است که گاهی مغفول می ماند. سنینی که بسیاری از کشورها را به چالش خواهد کشید. دولتها، خانوادهها و سازمانهایِ مربوط و متصدیان فرهنگی، برای عرضه و برنامه ریزی مناسب و دریافت معنای نوین و مناسبتر فرهنگی با خواستههای کنونیِ جامعه جهانی را نمیتوانند ساده بگیرند.
تهیه و تنظیم: علیرضا مینویی
تولید محصلات هنری به شکل ارائه تصاویر و شعر و موسیقی برای نوجوانان، به بهداشت روانی آنها کمک شایانی میکند.

به گزارش روزنامه الکترونیکی دانش و فناوری ـ ستنا، روانشناسان انگلیسی برای جلوگیری از شدت گرفتنِ مشکلات روانی نوجوانان و به صورت سازماندهی شده و از طریق ساز و کار بیمه خدمات درمانی دست به عمل ابتکاری زدهاند که مبتنی بر روحیات ویژه این سنین است که شامل شعر و موسیقی و عکاسی و... میشود.
این نوع درمانگری در راستای توجه به روش برخورد منطبق با سن درمانجوست. روشهای خلاقانه با استفاده از تئاتر، موسیقی و دیگر شاخههای هنر که باز مبتنی بر رویکر شناختی ـ رفتاری در تبیین و درمان مسائل روانی انسان نقش به سزایی دارد.
از دیگر محاسن این روش خلاقانه، روشنسازی مقتضیات سنی نوجوان برای والدین و مدارس است. راهی برای کم کردن تنش این افراد از عدم آگاهی خواستهای نوجوانان و همدلی مناسب و مسالمت آمیز با این گروه از افراد جامعه
آزمایش صورت گرفته روی نوجوان مبتلا به جنون زودرس یا افسردگی شدید انجام شد که نتایج این رویکرد نو دردرمان رضایت بخش گزارش شده است.
به نظر میرسد با توجه به سلامت جمعی افراد جامعه میتوان از این ابزار انسانی و جذاب به عنوان عنصر پیشگیرانه از بیماریهای همه گیر روانی به وجود آمده در بستر جامعه، استفاده کرد. تقویت هنر و شاخههای آن در جامعه باعث خواهد شد که نه تنها درمان بلکه پیشگیری از وقوع بیماری اصلی بنیادین تبدیل شود و هنر نقشی جمعی و کاربردی و نیز جذاب را بیش از پیش ایفا کند.
تهیه و تنظیم: علیرضا مینویی
چگونگی درک مفهوم میهن، در حس رضایتمندیِ فردیِ و جمعی مردمان، تاثیرگذار است.

به گزارش روزنامه الکترونیکی دانش و فناوری ـ ستنا، بر اساس تحقیقات روان شناسان در 128 کشور دنیا و روی بیش از هزار نفر از هر کشور و با ارائه 130 هزار پرسشنامه دریافتند، سطح در آمد و شاخصهای توسعه و معضلات اقتصادی در کشورهای غربی، معیار قضاوت از میهن و رضایتمندی شخصی و جمعی است و برخلاف کشورهای غربی در دیگر کشورها حب وطن یا به قولی ناسیونالیسم میتواند فارغ از سطح در آمد و شاخصهای آماری توسعه و رشد ودیگر نشانگان رفاه و فقط با این حس یعنی حس رضایت از میهن نمره رضایت مندی بالا را در این جوامع در پی داشته باشد.
به نظر می رسد در جوامع غیر غربی میهن در فراسوی واقعیات شکل گرفته است. میهنی که در قلب مردمانش است. مردمانی که فقیر، بیمار و نیازمند و عقب افتاده هستند ولی از میهن خود راضیند. اما در طرف دیگر قضیه مردمانی وجود دارند که میهن در آنها با شاخصهای عینی و ملموس شکل میگیرد اگر شاخصهایی چون در آمد كافي نباشد آنجا میهنی خوبی نخواهد بود.
حال به نظر می رسد با این یافته بشود احساسات در مورد تیمهای ورزشی و ارزیابی و قضاوت در مورد عملکردش و نیز خود حس ناسیونالیستی، دریافتهای روشن تری کسب کرد.
تهیه و تنظیم: علیرضا مینويی