گزارش (19)
مغز دارای تصور تقریبی از بخشهای مختلف بدن است. آزمایش عجیب محققان سوئدی نشان میدهد که البته این تصویر بدن به آسانی تأثیر پذیر است. آنان به روش سادهای باعث شدند که شرکت کنندگانشان یک نمونهی پلاستیکی را به طور مسلم به عنوان دست سوم ادراک کنند.

هنریک ارسن از مؤسسه کارولینسکا در استکهلم بر این باور است که انعطاف پذیری تصویر بدن به ویژه در پزشکی میتواند مفید واقع شود. «شاید در آینده بتوانیم به بیماران سکتهی مغزی که نیمی از بدن آنان فلج شده است، با یک دست مصنوعی کمک کنیم. این دست به عنوان یک عضو خودی ادراک میشود، در حالی که دست افلیج همچنان بخشی از تصویر بدن است.»
آزمایشات قبلی نشان داده بودند که تصویر بدن را میتوان با هزینهی کمتری، مثلاً در مورد «تصور دست پلاستیکی»، تحت تأثیر قرار داد. بدین ترتیب که شخص دستی را همراه با بازویی از پلاستیک در وضعیت و جایگاه طبیعی نسبت به بدن میبیند، در حالی که بازوی خودش زیر یک پوشش پنهان شده است. حالا اگر دست پلاستیکی و دست واقعی چند بار همزمان لمس شوند، عضو مصنوعی در نهایت به عنوان بخشی از بدن احساس میشود.
ارسن و گروهش تلاشهای مشابهی را با کمک درمجموع 154 داوطلب انجام دادند که البته در این افراد دست واقعی پنهان نشده بود. در عوض، این دست آرام در کنار نمونهی مصنوعی روی میزی که شرکت کنندگان پشت آن نشسته بودند، قرار داشت. به گزارش محققان در مجله ی «پلاس وان»، در این مورد نیز نمونه بدون مشکل در تصویر بدن پذیرفته شد. این احساس تا جایی پیش رفت که وقتی چاقوی آشپزخانه روی دست مصنوعی کشیده شد، شرکت کنندگان به طور محسوس عرق کردند.
به گفتهی همکار ارسن، آروید گوترشتام: «انتظار میرفت که فقط یکی از دو دست به عنوان دست خودی ادراک شود، و بیشتر دست واقعی مد نظر بود. اما به طرز غافلگیر کنندهای دریافتیم که مغز این مشکل را با پذیرش هر دو دست به عنوان بخشی از تصویر بدن حل میکند. بنابراین شرکت کنندگان در این آزمایش این احساس را داشتند که دارای دست سومی هستند.»
برگردان: خديجه كاظم عليلو
به تمامی تفاوتهای موجود بین دختران و پسران، حال بایستی موردی دیگر را اضافه کرد و آن تاثیرات جسمی، روانی و رفتاری کافئین بر آنان است که طی تحقیقات اخیر انجام شده مشاهده شدهاند.

به گزارش روزنامه الكترونيكی دانش و فناوری ـ ستنا، بر اساس نتایج آزمایش اخیر برای تعیین اثرات کافئین بر جوانان، محققان دریافتند که پسران در مقایسه با دختران انرژی بیشتری از کافئین دریافت میکنند و حتی تاثیرات مثبت کافئین بر عملکرد ورزشی نیز از جانب پسران گزارش شده است. این پژوهش، اولین در نوع خود در زمینهی تفاوت پاسخ فیزیکی دختران و پسران جوان به کافئین است. یافتههای این پژوهش در کنار دادههای گذشته نشان میدهند که دختران و پسران به دو شکل متفاوت به کافئین عکسالعمل نشان میدهند و دانشمندان امیدوارند با شناسایی این تفاوتها و دلایل آنان، بتوانند نتایج را به موارد دیگری مانند اعتیاد و سوء مصرف دارو تعمیم دهند.
این مطالعه 26 دختر و 26 پسر 12 تا 17 ساله را در بر گرفت. تمامی آنان سابقهی مصرف کافئین داشتند و هیچکدام سیگاری و یا تحت درمان با داروهایی که ممکن بود با کافئین تداخل داشته باشند نبودند. از آنان خواسته شد که 4 بار، هر بار بمدت 90 دقیقه به آزمایشگاه بروند و تاکید شد که از 24 ساعت قبل از مراجعه به آزمایشگاه از مصرف کافئین و از 2 ساعت قبل، از مصرف هر چیزی غیر از آب خودداری کنند. سپس فشار خون و تپش قلب آنان اندازهگیری شد. پس از این مرحله، به تمامی آنان نوشیدنیهایی بدون کافئین و یا با 50، 100، 200 میلی گرم کافئین داده شد و این مساله بصورت تصادفی در هر بار مراجعه افراد تکرار شد. نتایج نشان دادند که در پسران افزایش فشار دیاستولیک و کاهش تپش قلب مشاهده شد. نکته دیگر اینکه پسرانی که عادت به مصرف زیاد کافئین دارند پاسخ شدیدتری به آن از خود نشان دادند.
تهیه و تنظیم: شراره یعقوبی
دستگاه پزشکی تست پوست برای تشخیص سبک زندگی سالم
Written by Administrator«پنج، این نتیجه خوبی است.» متخصص پوست، یورگن لادمان به خبرنگار پس از پایان معاینه میگوید: «شاید شما سیگار نمیکشید و تغذیهی سالمی دارید. میتوانید با مصرف بیشتر میوه و سبزیجات این نتیجه را به حد بهینه برسانید.»

به گزارش روزنامه الكترونيكي دانش و فناوري ـ ستنا، آنتی اکسیدانها مشخص میسازند که یک نفر تا چه اندازه سبک زندگی سالمی دارد. محققان آلمانی دستگاهی ساختهاند که غلظت این مواد را روی پوست اندازه گیری میکند. وقتی که لادمان، رئیس بخش فیزیولوژی پوست مرکز درمانی، هفتهی گذشته همراه با همکاران شبکه تخصصی Optecnet دستگاه جدیدی را معرفی کرد که قرار است به سرعت و سادگی اطلاعاتی دربارهی روش زندگی یک فرد ارائه کند، این خبرنگار و همکارانش نقش آزمودنی را ایفا کردند. این نتیجهی یک کار پنج ساله است و قرار است بعداً طی یک تحقیق کوچک روی یک گروه 50 نفره از نوجوانان شهر کاسل آلمان مورد آزمایش قرار گیرد.
با بررسی طیف نمایی، غلظت به اصطلاح آنتی اکسیدانها اندازهگیری میشود. آنها در اصل ویتامینها و عناصر مکمل هستند که در بدن هنگام دفاع در برابر رادیکالهای آزاد مورد استفاده قرار میگیرند. رادیکالهای آزاد به نوبه خود به عنوان عوامل همکار در ایجاد برخی بیماریها مانند سرطان یا دیابت محسوب میشوند. انسان آنتی اکسیدانهای محافظ را عمدتاً از طریق میوه و سبزیجات به دست میآورد. به گفتهی لادمان، باید آن را همانند یک حساب بانکی تصور کرد که لازم است همواره پر شود. «برعکس، کسی که الکل زیادی مصرف میکند، سیگار میکشد، کم میخوابد یا مبتلا به یک عفونت است، در حال برداشت از این حساب است.»
تاکنون وضعیت موجودی این حساب فقط از طریق نمونه برداری بافتی از پوست تعیین میشد. اینک کافی است یک دستگاه که یادآور ماوس (موشواره) رایانه است، روی پوست گذاشته شود. این دستگاه پرتوی با طول موج معین را روی پوست و درون آن ارسال میکند. بخشی از این پرتو به خود دستگاه اندازه گیری برمیگردد و در آنجا ذخیره میشود. سرانجام اطلاعات بدون کابل به رایانهای انتقال داده میشوند که از روی نمونههای جذب مشخص، غلظت آنتی اکسیدان های بتاکاروتن و لیکوپن را نشان میدهد.
لادمان روش جدید را در طول یک سال با همکارانش آزمایش کرد و سؤالاتی را بدین منظور مطرح کرده است: چه چیز خوردهای؟ مدت طولانی است که دست از کار کشیدهای؟ استرس داشتهای؟ بنا به اظهار این متخصص پوست: «با این روش ممکن است با کمک مقادیر پوستی آنتی اکسیدانها پس از دو تا سه روز اثبات کرد که آیا یک نفر سیگار را ترک کرده یا تغذیه سالمی داشته است.» میزان غلظت این مواد در همکارانش که به تازگی از تعطیلات برگشته بودند و در فصل تابستان خیلی بالا بود: به گفتهی لادمان، این فقط به این دلیل نیست که بیشتر ما در این فصل میوه و سبزی بیشتری میخوریم، بلکه به تازگی آنها نیز برمیگردد که مقدار زیادتری از ویتامینها را به همراه دارد.
این نیز به نوبهی خود میتواند با توجه به آفتاب تابستان مفید باشد. به عقیده این متخصص پوست: «اگر مقادیر آنتی اکسیدانها کم باشد، آسانتر دچار آفتاب سوختگی میشویم که پوست را سریعتر پیر میکند.» برعکس، در نظرسنجیها، آن افرادی جوانتر تخمین زده شدند که غلظت آنتی اکسیدانهایشان در آزمایش بالا بود. بنابراین احتمالاً در آینده علاوه بر مفهوم سن «تقویمی» و «بیولوژیکی»، باید سن «طیف نمایی» را نیز به خاطر داشت.
در حال حاضر این فناوری که از جمله وزارت تحقیقات فدرال نیز در آن سهیم بوده است، قرار است در مدارس کاسل مورد آزمایش قرار گیرد. دانش آموزان در ابتدا یک ماه زندگی عادی خود را سپری میکنند، در نظرسنجیها شرکت میکنند و مقادیر اندازهگیری را یاد میگیرند. در نهایت یک «ماه سلامتی» با ناهار مشترک و تلاش برای ترک سیگار و مصرف کمتر الکل شروع میشود. شش ماه بعد این ماوس (موشواره) پوستی یک بار دیگر به کار گرفته میشود: آنگاه بایستی معلوم شود که آیا آن سبک زندگی نوجوانان را به صورت پایدار تحت تأثیر قرار داده است یا نه.
برگردان: خديجه كاظم عليلو
جنینهای با کمر باز (بیرون زدگی نخاع) در معرض خطر معلولیتهای همیشگی هستند. اما این اختلال در دوران بارداری به نسبت خوبی قابل درمان است.

به گزارش روزنامه الكترونيكي دانش و فناوري ـ ستنا، نتیجهی تحقیقی که سه شنبهی گذشته در مجله پزشکی نیو انگلند منتشر شد، حاکی از آن است که اگر خطر اختلالات کودکی مانند کمر باز وجود داشته باشد، میتوان با عمل جراحی در بدن مادر روند بیماری را بهبود بخشید.
کودکانی که بین هفته های 19 و 26 بارداری تحت عمل جراحی قرار گرفتند، توانستند در سن دو و نیم سالگی پاهایشان را بهتر حرکت دهند، بندرت دچار ناراحتی شدند و در زندگی روزمره نسبت به کودکانی که نقص آنان پس از تولد جراحی شد، کمتر محدود بودند.
به گفتهی جراح کودکان، اسکات آدزیک، سرپرست این تحقیق از کلینیک کودکان فیلادلفیا:«ما برای اولین بار توانستیم والدینی را که در معاینههای قبل از زایمان دریافته بودند که کودکشان با کمر باز به دنیا میآید، امیدوار سازیم.»
در اختلالی به نام اسپینا بیفیدا نیز در اوایل دوران تکامل جنین پوشش اطراف نخاع کاملاً تشکیل نمیشود؛ گاهی حلقهی استخوانی ستون فقرات، بافت نرم و پوست نیز باز میمانند. نخاع در محل معیوب به آسانی آسیب میبیند.
اگر نخاع در آنجا معیوب باشد و همانطور باقی بماند، ممکن است هیدروسفالی و اختلالات مغزی پدید آید. در موارد بغرنج کودکان به صورت متقابل فلج هستند و کنترلی بر مثانه و روده ندارند. اغلب مغز نیز آسیب می بیند و معلولیت های ذهنی نیز پیامد احتمالی هستند که البته وسعت آن را هرگز نمی توان به طور دقیق تخمین زد.
در تحقیق حاضر بایستی 200 کودک با کمر باز، که نیمی از آنان در بدن مادر و نیمی دیگر درست بعد از تولد عمل شدند، تحت مراقبت قرار می گرفتند. البته بررسی بعد از عمل 183 کودک زود فسخ شد، زیرا مزایای عمل قبل از تولد بسیار واضح بودند.
دلایل نتیجه ی خوب معقول هستند: به گفته ی نالین گوپتا از دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو که وی نیز در این بررسی شرکت داشت:«وقتی کمر جنین را زود می بندیم، می توانیم از ناراحتی ها و وخیم تر شدن شرایط در نیمه ی دوم بارداری ممانعت به عمل آوریم.»
البته برای زنان این دستکاری با برخی خطرات همراه است. شکم و رحم برای انجام عمل جراحی باز می شوند. در نهایت تعداد مواردی که کودکان زودتر از موعد به دنیا میآیند، بیشتر میشود؛ کودکان در اواسط هفته 34 به دنیا آمدند. به علاوه ممکن است زایمان ـ همانند کودکانی که دیرتر به دنیا آمدند ـ فقط با سزارین میسر باشد. به گفته ی دیانا فارمر:«عمل جراحی دستکاری دشواری است که زنان حین آن زندگی خود را به خطر می اندازند، اما نتایج متقاعد کننده هستند.»
برگردان: خديجه كاظم عليلو
تزریق یک واکسن و عدم ابتلای مجدد به سرماخوردگی ـ دانشمندان بریتانیایی احتمالاً یک گام به این رؤیا نزدیک شدهاند.

به گزارش روزنامه الكترونيكي دانش و فناوري ـ ستنا، این فقط مطالعهی کوچکی با حضور 22 نفر است و محققان هنوز اطلاعات آن را منتشر نکردهاند. با این حال، رسانههای بریتانیایی از یک موفقیت بزرگ سخن میگویند. زیرا بایستی این فناوری دانشمندان مؤسسه بریتانیایی جنر در آکسفورد در حقیقت، درست همان گونه که اولین تأثیر ظاهراً نوید بخش بوده است، عملکرد خوبی داشته باشد. در این صورت آنان به هدف مهمی دست یافته اند: واکسنی که محافظی در برابر همه یا تقریباً همهی ویروسهای سرماخوردگی است.
متخصصان این مؤسسه که توسط دانشگاه آکسفورد و با همکاری مؤسسه بریتانیایی سلامت حیوانی اداره میشود، برای اولین بار واکسنی را روی انسان آزمایش کردند که همانند داروهای رایج به مبارزه با پروتئینهای موجود در سطح ویروسهای سرماخوردگی روی نمیآورد. از آنجا که این نقاط حملهی واکسن در ویروسها همواره تغییر مییابد، چنین داروهایی هر سال باید با عوامل بیماریزای مورد انتظار تطبیق داده شوند. این امر ماه ها طول میکشد و هزینهی زیادی در بردارد و سال بعد نیاز به یک واکسن جدید است.
در مورد واکسنی که در حال حاضر آزمایش شده است، وضعیت فرق میکند. این واکسن دو پروتئین بسیار حیاتی برای ویروسها را در داخل عوامل بیماریزا هدف قرار میدهد. این دو، پروتئینهایی هستند که بندرت تغییر مییابند و در 90 درصد بنیانهای انواع آنفلوانزای نوع A یکسان هستند. مهمترین ویروسهای سرماخوردگی مانند عوامل آنفلوانزای انسانی، آنفلوانزای خوکی و پرندگان، آنفلوانزای آسیایی، اسپانیایی و هنک کنگی به این گروه تعلق دارند.
اگر این فناوری جدید امتحان خود را پس دهد، بدین ترتیب میتوان همان واکسن را هر سال از نو مورد استفاده قرار داد. سرپرست تحقیق، سارا گیلبرت در روزنامه بریتانیایی گاردین اظهار امیدواری میکند: «آن بیشتر همانند پیشگیری در برابر بیماریهای دیگر مانند خشکی و بی حسی عضلات است.» در این صورت، اگر شروع ناگهانی بیماریها پیش آید، پزشکان بهتر آمادگی دارند و تنگناها میتوانند متعلق به گذشته باشند.
برعکس واکسنهای قدیمی ماده جدید بدن را با افزایش تعداد آنتی بادیهای سیستم ایمنی برای مقابله با آلودگی آماده نمیکند. بلکه تولید سلولهای T، جزء دیگری از سیستم ایمنی، را تقویت میکند. دانشمندان علاوه بر این امیدوارند که اثر حفاظتی 10 سال دوام داشته باشد و برخلاف ديگر واکسنها از انسانهای بالای 50 سال نیز به خوبی محافظت میکند.
این تیم به سرپرستی گیلبرت به 11 آزمودنی سالم بالای 50 سال واکسن خود را تزریق کردند و سپس آنان را با ویروس های H3N2، یکی از عوامل بسیار گسترش یافتهی آنفلوانزا، آلوده کردند. 11 آزمودنی دیگر، بدون این که واکسنی دریافت کرده باشند، با ویروس آلوده شدند. سپس پزشکان ظهور و شدت علائم بیماری را در شرکت کنندگان در مطالعه بررسی کردند.
طبق اظهارات گیلبرت در گاردین، تعداد کمی از افرادی که واکسن زده بودند، به سرماخوردگی مبتلا شدند. به گفته این دانشمند: «نه تنها تعداد افرادی که دچار آنفلوانزا شدند، بلکه بررسی سلول های تی آنان نیز قبل از این که آلوده شوند، دلیلی بر این است که واکسن عملکرد محافظتی دارد.» بر این اساس افرادی که واکسن زده بودند، دارای سلولهای تی فعال، تأثیر پذیرفته و آماده برای کشتن بودند.»
محققان با نتایجشان به دو هدف دست یافتند. در نگاه اول واکسن آنان مطمئن و کارا به نظر میرسد. گیلبرت با خوشحالی ابراز میکند: «این اولین بار است که کسی سعی کرده است واکنش سلولهای تی را به ویروسهای آنفلوانزا برانگیزد و بررسی کند که آیا این روش از گسترش آنفلوانزا ممانعت به عمل میآورد.»
در حال حاضر این اطلاعات هنوز باید متخصصانی را که این تحقیق را قبل از انتشار در یک مجله تخصصی مورد بررسی قرار میدهند، متقاعد کند. در گام بعدی بایستی واکسن روی هزار نفر مورد آزمایش قرار گیرد.
برگردان: خديجه كاظم عليلو
آزمایشات محققان ژاپنی نشان میدهد که احتمالاً سلولهای مغزی محاسبهگران تواناتری نسبت به آنچه که تاکنون تصور میشد، باشند. بر این اساس، زائده بلند یک سلول عصبی فقط یک کابل ساده نیست. بلکه قادر است شکل سیگنال عصبی هدایت شده توسط آن و بدین ترتیب انتقال آن به سلولهای عصبی دیگر را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

به گزارش روزنامه الكترونيكي دانش و فناوري ـ ستنا، به نوشته این محققان به سرپرستی یوجی ایکگایا از دانشگاه توکیو در مجله «ساینس»، این پدیده نه تنها مخالف عقایدی است که تاکنون درباره هدایت سیگنال در زائدههای عصبی رایج بوده، بلکه این امکان را فراهم میسازد که در مغز انتقال قطعی سیگنالهای عصبی فقط از طریق هندسه زائدهها صورت گیرد.
یک سلول عصبی معمولاً سیگنالهای محرک و بازدارنده را از سلولهای عصبی دیگر دریافت میکند و این پیامها را در جسم سلولی خود محاسبه میکند. اگر سیگنالهای ورودی محرک غالب باشند، سلول تکانه الکتریکی، پتانسیل عمل، تولید میکند. این پتانسیل عمل از طریق زائده سلول، آکسون، به محلهای اتصال با سایر سلولهای عصبی هدایت میشود. ایکگایا و همکاران به بررسی یادداشتهایی پرداختند که طبق آنها آکسون یک رسانای غیرفعال نیست.
محققان سلولهای هرمی ـ سلولهای عصبی بزرگ با آکسونهای بلند و ضخیم ـ مغز موشها را بررسی کردند. به همین منظور، لولههای شیشهای بسیار نازک را همراه با الکترودهای اندازهگیری به نواحی مختلف یک آکسون نزدیک کردند و سپس با تحریک جسم سلولی آن به صورت الکتریکی، پتانسیل الکتریکی ایجاد کردند. معلوم شد که پتانسیل عمل در آکسون به آسانی تأثیر پذیر است.
اگر محققان مقداری گلوتامات به نقطه ای از آکسون تزریق کنند، در این صورت پتانسیلهای عمل بعد از انجام این عمل خیلی گسترده تر از قبل بودند، احتمالاً چون انتشار یون های کالیوم و در نتیجه روند توقف دامنه استرس کند شده بود. و در حقیقت چنین پتانسیلهاي عمل گسترش یافتهای بهتر به سلولهای عصبی بعدی منتقل شدند.
ایکگایا و همکاران توانستند همان تأثیر را با فعالسازی آستروسیتهای ـ که زمانی به عنوان گروه سلولهای کمکی ساده در نظر گرفته میشدند ـ مجاور یک آکسون، ایجاد کنند. به نوشته این گروه: «معلوم شده است که آستروسیت ها قادرند انتقال سیگنال در سیناپس را تحت تأثیر قرار دهند. کار ما نشان میدهد وقتی ثابت طول کابل آکسونی از قطر سلولی آنها بیشتر است، تأثیرشان بسیار گسترده تر میشود.»
برگردان: خديجه كاظم عليلو
محققان موفق شدند در یک موش، دیابت نوع یک را بدون نیاز به تزریق انسولین درمان کنند.

به گزارش روزنامه الکترونیکی دانش و فناوری ـ ستنا، محققان آمریکایی با کار بر روی یک موش موفق شدند که هورمون "گلوکاگون" را مهار کنند.
هورمون گلوکاگون مسئول بالا نگه داشتن گلوکز و تنظیم انسولین خون است. بالا بودن بیش از اندازه و طولانی مدت این هورمون باعث سرکوب انسولین شده و از طرفی با بالا نگه داشتن گلوکز خون موجب بروز دیابت در فرد می شود.
دانشمندان موفق شدند با مهار این هورمون بدون نیاز به انسولین و داروی دیگری دیابت را درمان کنند. پیشتر تصور می شد که مهار گلوکاگون باعث بیماری می شود اما در این پژوهش پس از مهار گلوکاگون و تخریب گیرنده های آن هیچ گونه علایم بیماری در بدن موش ظاهر نشد.
این پژوهش نیاز به بررسی دقیق و گسترده تر دارد اما دانشمندان امیدوارند بتوانند از این روش برای درمان دیابت نوع یک در انسان استفاده کنند. در دیابت نوع یک بدن توانایی تولید انسولین را از دست میدهد. انسولین هم اثر مهاری بر هومون گلوکاگون دارد و سطح قند خون بدن را پایین نگاه میدارد.
بدن مبتلایان به دیابت نوع یک که اغلب در سنین زیر 30 سالگی نمایان میشود، توانایی تولید انسولین را ندارد و این امر موجب افزایش سطح قند خون میگردد. این امر به دلیل از دست رفتن سلولهای β جزایر لانگرهانس لوزالمعده اتفاق میافتد.
دلیل اصلی از دست رفتن سلولهای β، حمله سلولهای لنفوسیت نوع T به دلیل خود ایمنی است که در بیشتر موارد بروز بیماری بهدنبال ابتلا به یک بیماری ویروسی اتفاق میافتد. روش درمانی آن تزریق انسولین و کنترل دائمی میزان قند خون است. حدود 5 تا 10 درصد افراد دیابتی در آمریکا که دیابت آنها به اثبات رسیده به این نوع دیابت مبتلا هستند.
علائم دیابت نوع یک عبارتند از: تشنگی بیش ازحد، گرسنگی دائمی، تکرر ادرار (به خصوص در شب)، کاهش وزن ناگهانی، خستگی مفرط و تاری دید.
تهیه و تنظیم: هادی ناصری
برخی از قارچهای مایع مخاطی به منظور دسترسی داشتن به غذا در همه جا، غذای خود را گردآوری کرده و دوباره آن را میکارند؛ غذای محبوب آنها باکتریها هستند.

به گزارش روزنامه الكترونيكي دانش و فناوري ـ ستنا، تکنیکهای کشاورزی دقیق برخی از حشرات مانند مورچه و موریانهها مشهور است. اما اینک محققان آمریکایی نشان دادهاند که حتی آمیبها به شکل ابتدایی کشاورزی میپردازند. قارچهای مایع مخاطی دیکتیواستلیوم دیسکوئیدئوم باکتریها را جمع میکنند و آنها را نگه میدارند تا سپس در مکان دیگری دوباره آنها را کشت کنند. به نوشته دانشمندان در مجله «نیچر»، بدین ترتیب آنها احتمالاً غذای محبوب خود را به محل جدید زندگی شان میبرند.
دبرا بروک و همکارانش از دانشگاه رایس در هوستون تگزاس نشان دادهاند که حدود یک سوم همه آمیبهای آزاد به نوعی کشاورزی مشغول هستند. محققان این گروهها را «کشاورزان» مینامند. آنان طی تلاشهای آزمایشگاهی اثبات کردند که کشاورزان همانند همتاهای خود همه باکتریهای موجود در یک محیط کشت را نمیخورند. به جای آن، در یک نقطه زمانی معین عمل خوردن را متوقف میکنند، یک ارگانیسم چند سلولی میسازند و ضمن این کار باکتریهای باقی مانده را محصور میکنند.
وقتی محققان آمیبها را به یک محیط کشت فاقد باکتری منتقل کردند، هاگهای کشاورزان مجدداً جوانه زدند. به پاس وجود باکتریهای همراه، آمیبها غذای کافی داشتند. در نتیجه تکثیر یافتند و مجدداً هاگهای جدیدی ساختند. آمیبهای «غیر کشاورز» برعکس به طور قابل توجهی رشد بدی داشتند.
البته وقتی محققان آمیبها را در محیطهای کشتی قرار دادند که از قبل دارای باکتری بودند، نتیجه برعکس شد: آمیبهای کشاورز هاگهای کمتری را نسبت به آمیبهای غیرکشاورز ساختند. بنابراین جمع آوری باکتریها را، بسته به این که کدام شرایط محیطی حاکم باشد، میتوان به عنوان مزیت یا نقص در نظر گرفت. احتمالاً این نیز دلیل آن است که همهی آمیبها این رفتار را نشان نمیدهند.
برگردان: خديجه كاظم عليلو
محققان اشتوتگارتی موفق به حل معمای (وجود) یک مولکول دفاعی احتمالاً بی تأثیر شدهاند. بر این اساس، پروتئین کوچکی از گروه دفنسینها تازه زمانی قادر است تأثیر خود را اعمال کند که شرایط محیطی فاقد اکسیژن باشد، همانند شرایطی که در روده بزرگ حاکم است.

به گزارش روزنامه الكترونيكي دانش و فناوري ـ ستنا، بنا به اظهار گروهی از محققان به سرپرستی بیورن شرودر و یان وکامپ از مؤسسه فارماکولوژی بالینی در اشتوتگارت، در تستهای آزمایشگاهی معمول، بتا ـ دفنسین 1 به عنوان یک مولکول کمتر مؤثر علیه میکروبها شناخته شده است. به نوشته این گروه در مجله نیچر: «از این رو، این که چرا یک ارگانیسم بایستی مقادیر زیادی از یک مولکول دفاعی غیرمؤثر را تولید کند، به صورت معمای حل نشده باقی مانده بود.»
بتا ـ دفنسین 1 از زنجیرهای از 36 اسید آمینه تشکیل میشود که در میان آنها شش تا سیستئین حاوی گوگرد وجود دارد. محققان اشتوتگارتی به همراه گروههایی از کیل، مونیخ و توبینگن توانستند اثبات کنند که در شرایط غنی از اکسیژن و اکسنده هوا، این باقیماندههای سیستئینی به صورت جفت به هم متصل میشوند و ساختار نسبتاً خشکی به دفنسین میبخشند. مولکول دفاعی در این شکل شبیه اسلحهای است که ضامن آن کشیده شده است.
تازه زمانی ضامن این اسلحه آزاد میشود که در شرایط فاقد اکسیژن کاهنده قرار گیرد، همانند شرایطی که در روده بزرگ، رحم، غدد چربی و عرق پوست و همچنین در بافت آلوده حاکم است. تحت این شرایط پلهای گوگردی بین شش سیستئین باز میشوند و مولکول مانند یک نخ آزاد منعطف میشود. مولکول در این شکل قادر است بیفیدوباکتریها، لاکتوباسیلها و همچنین مخمرهای کاندیدا را در عرض مدت کوتاهی نابود سازد.
شرودر، وکامپ و همکارانشان دریافتند که به علاوه بدن قادر است به صورت هدفمند ضامن بتا ـ دفنسین 1 را با باز کردن پلهای گوگردی به کمک آنزیم تیوردوکسین آزاد کند. به عقیده محققان، این کشف نگرشهای جدیدی را در مورد مکانیسمهایی فراهم میکند که با کمک آنها فلورای متشکل از میکروارگانیسمهای مفید، بی خطر و مستعد ایجاد بیماری، تحت کنترل نگه داشته میشود.
بنا به تفسیر رابرت لرر از دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس، با وجود این، خندهدار است که بتا ـ دفنسین 1 درست علیه چنان باکتریهایی مؤثر است که اغلب تأثیر خوب زیادی بر روده و میکروفلورای آن دارند. شاید حتی این موجودات مفید باید به طور مداوم کنترل شوند (تا خطرساز نشوند)، اما شاید آنها نیز فقط قربانی جنگ علیه عوامل بیماریزای واقعی هستند.
برگردان: خديجه كاظم عليلو
چرا برخی از انسانها این قدر بزرگ هستند؟ محققان ژن مسئول «رشد بی رویه» را یافتهاند که جهش اولیه آن البته مدت ها پیش رخ داده است. این کشف میتواند به پزشکان کمک کند که مانع از رشد بیش از اندازه بدن شوند.

به گزارش روزنامه الكترونيكي دانش و فناوري ـ ستنا، هميشه اين سئوال وجود داشته كه چرا برخی از انسانها بیش از اندازه رشد میکنند؟ محققان فکر میکنند که دلایل این رشد بیرویه (آکرومگالی، ژیگانتیسم) را یافتهاند ـ یک جهش ژنی که چند صد سال پیش رخ داده است.
اغلب یک تومور غده هیپوفیز باعث ایجاد «ژیگانتیسم» میشود. این غده هورمونهای گوناگونی با عملکردهای مختلف، برای مثال جهت رشد ترشح میکند. تومورهای هیپوفیز میتوانند به رشد کنترل نشده، همچنین اشکال غیر معمول صورت، سردرد، اختلالات بینایی و بیماری های مفصلی منجر شوند.
در ابتدا این گروه بین المللی از محققان تحت سرپرستی دانشمندان مدرسه پزشکی و دندانپزشکی لندن ژن AIP را بررسی کرده بودند که از سال 2006 به عنوان عامل تومورهای هیپوفیز شناخته شده است. ضمن این کار آنان متوجه یک جهش ژنی شدند که اغلب به صورت ارثی در بیماران ایرلندی وجود داشت.
یواخیم بورگر و مارتینا اونترلندر از دانشگاه ماینتس سپس DNA یک بیمار آکرومگالی متعلق به قرن هجدهم را بررسی کردند که بقایای آن در موزه هونتریان در لندن نگهداری می شود. در این اطلاعیه (علمی) آمده است: «تیم محققان همان جهش موجود در بیمار زنده را در این بیمار نیز یافت.»
تجزیه و تحلیل دقیق تر قطعات DNA در نزدیکی این ژن منجر به این نتیجه شد که «غول ایرلندی» موزه این جهش را از اجداد خود به ارث برده است، همانند گروهی از خانواده ها در ایرلند که امروزه از این بیماری رنج می برند. در این اطلاعیه آمده است: «حدود 200 تا 300 نفر بایستی هنوز این جهش را در خود داشته باشند.»
محاسبات نشان می دهند که جهش اولیه حدود 1500 سال پیش رخ داده است. به گفته بورگر در اطلاعیه: «بر اساس DNA قدیمی به دست آمده از اسکلت، فرضیه ارتباط بین جهش و این بیماری که در گذشته اغلب به یک تراژدی می انجامید، می تواند قویاً مورد تأئید قرار گیرد.»
به گفته سرپرست تحقیق، پروفسور مارتا کوربونیتس (لندن)، در اطلاعیه دانشگاه یوهانس گوتنبرگ ماینتس:«مهم ترین جنبه بالینی در اینجا این است که ما قادریم حاملان ژن های جهش یافته را، قبل از این که دچار رشد بی رویه شوند، شناسایی و درمان کنیم.» همکار این محقق، پاتریک موریسون از دانشگاه کوئینز بلفاست تأکید می کند:« مزیت این مطالعه در این است که ما اینک یک آزمایش خون ژنتیکی در اختیار داریم که خانواده های مستعد ابتلا به این بیماری قادرند از آن استفاده کنند تا بیماری را زودتر از موعد تشخیص دهند و مانع از رشد بی رویه شوند.»
برگردان: خديجه كاظم عليلو