پزشکی (362)
Children categories
شیر مادر خیلی بیشتر از فقط یک غذا ارزش دارد. این شیر باعث سلامتی نوزاد میشود، بر هوش و همچنین شخصیت وی تأثیر میگذارد. اما جالب است بدانيد شیری که پسران از مادر دریافت می کنند، متفاوت از شیر دختران است.

به گزارش روزنامه الكترونيكي دانش و فناوري ـ ستنا، بی عدالتی بین دو جنس از زمان دریافت نخستین غذا آغاز میشود. شیر دریافتی نوزادن پسر از سینه مادر یک نوشیدنی عالی مرکب از مواد غذایی حاوی اسیدهای چرب مغذی و پروتئینهای با ارزش است؛ برعکس، شیر نوزادن دختر به ویژه فاقد قند شیر با ارزش است.
زیست شناسان تکاملی این غذادهی دوگانه را با یک توضیح معمولی ساده توجیه میکنند. مردان به لحاظ نظری میتوانند در تولید نسل مثمر ثمرتر باشند، اما بارداری زنان ماهها طول میکشد، پسران نوید بخشتر بهتری از نوادگان هستند. از دیدگاه زیست شناسی مادری، بر این اساس مواد غذایی با ارزشتر در پسران مورد استفاده قرار می گیرند و برای آینده ژنهای ویژهای سرمایه گذاری میشوند که در مردان مزایای زیادی را موجب می شوند.
میزان متفاوت مواد غذایی فقط مثالی از اطلاعات جدیدی است که دانشمندان در سالهای گذشته درباره شیردهی به دست آوردهاند. یافته اصلی آنان این است که شیر انسان به صورت کاملاً یکسان وجود ندارد. بر حسب جنس نوزاد، سن وی، شرایط زندگی مادر و بسیاری از عوامل ناشناخته تا کنون، ترکیب شیر تغییر می کند و همراه با آن آینده کودک نیز تغییر می کند.
به عنوان ماده غذایی، این تنها غذای اساسی موفق تأئید شده تاکنون است که غنی از مواد زیستی فعالی است که بر متغیرهای کنترلی اصلی در بدن مؤثر است. نوشیدن شیر از سینه مادر به نوزادن امکان دفاع در برابر باکتریها و ویروسها را میدهد، استعداد ابتلا به بیماریهای معینی را باعث میشود یا مانع از آن میگردد و فعالیت کل گروههای ژنی را تغییر میدهد. حتی این امکان که شیر مادر شخصیت کودک را پردازش میکند، مطمئناً هوش را تحت تأثیر قرار میدهد.
محتویات شیر مادر که چنین دستکاریهایی را کاملاً مسلم میسازند، اجزای اصلی آن هستند: آب حدود 90 درصد و قند شیر، لاکتوز، حدود 6 درصد کل نوشیدنی را تشکیل میدهند. همه دیگر اجزاء ـ قندهای دیگر، لیپیدها، پروتئین ها ـ علاوه بر مولکولهای مغذی محتوی صدها ماده دستکاری کننده هستند.
برای مثال پروتئینها: برخی از پروتئینها، به ویژه پروتئین شیر کازئین، هضم میشوند و اسید آمینههای ضروری کودک را تأمین میکنند. برخی دیگر غیر قابل هضم ساخته شدهاند. آنها میزان PH لوله گوارش را تعیین میکنند، در کمین نزدیک ترین عامل بیماریزا مینشینند، تا آن را به دام بیاندازند یا مسموم کنند. یا با سلولهای ایمنی نابالغ ارتباط برقرار میکنند و بدین ترتیب بلوغ آنها را کنترل میکنند. سرانجام برخی از آنها به شکل عوامل رشدی، به ویژه روی بافت پوششی روده تأثیر میگذارند. از این رو کودکانی که از شیر مادر تغذیه نکردهاند، زودتر با ناراحتیهای لوله گوارش تا بیماریهای گوارشی دست و پنجه نرم میکنند.
برخی از مواد پیام رسان شیر همانند هورمونها به مقدار بسیار اندکی تأثیر گذارند؛ متناسب با آن تاکنون ردیابی آنها دشوار بوده است. کارتیلو لبریلا، شیمیدان مواد قندی دانشگاه کالیفرنیا در داویس، جزء محققانی است که از روش های تجزیه و تحلیل جدید بسیار حساس جهت نخستین طبقه بندی کامل محتویات شیر مادر، که مقدارشان بسیار جزئی است، استفاده کرد.
وی دریافت که مادران به شیرشان ترکیب پیچیده ای از حدود 200 زنجیره قندی مختلف را میافزایند. این به اصطلاح الیگوساکارید ها کلستروم را میسازند که بعد از آب و لاکتوز از نظر مقدار سومین ماده تشکیل دهنده شیر نوزاد است. این ترکیب از زنجیره های کربوهیدراتی کوتاه حداکثر دارای ده مولکول منفرد تشکیل می شود که به عنوان حاملان اطلاعات عمل می کنند.
چنین نمونههای قندی از جمله گروههای خونی را رمزگذاری میکنند. بافتهای پیوند یافته به دلیل وجود چنین سطوح الیگوساکاریدی به عنوان بیگانه شناخته و پس زده میشوند.
اگر یک نفر گوشت بخورد، بیشتر الیگوساکاریدهای سلولهای ماهیچهای حیوانی به صورت هضم نشده در روده باقی میمانند و در آنجا دستهای از باکتریها به باقیمانده غذاها حمله ور میشوند. این باکتریها از آنها انرژی کسب میکنند یا به عنوان ماده ساختمانی برای دیوارههای سلول خود استفاده میکنند. به نظر میرسد ترکیب الیگوساکاریدی شیر مادر غذای خوبی برای یک تک سلولی به نام بیفیدوباکتریوم لونگوم اینفانتیس باشد. این تک سلولی به عنوان یکی از اولین میکروبها، ساکن روده نوزاد میشود.
شیر روزهای اول به صورت هدفمند این ساکنان صلح دوست را تغذیه میکند، که بدین سان مانع از دسترسی دیگر میکروبهای خطرناک عامل اسهال، به غذا میشوند.
طبق تحقیقات لبریلا حدود نیمی از انواع مولکولها در مجموعه الیگوساکاریدها جزء ثابت در شیر تمامی مادران هستند. نیم دیگر به صورت فردی تعیین میشود. بدین طریق مادر خصوصیات ویژه خود را به نوزاد منتقل میکند. زیرا هر الیگوساکارید و محتوای آن در نقطه زمانی معینی یک پیام تکاملی به نوزاد انتقال میدهد. به گفته لبریلا: «بر اساس آنچه که ما امروز میدانیم، آنها قادرند عوامل بیماریزای فعال را به دام بیاندازند، سیستم ایمنی را تنظیم کنند یا حتی علائمی را برای تکامل مغز ارسال کنند.»
برای اینکه زنجیرههای قندی بتوانند روی سیستم ایمنی یا تکامل مغز تأثیر گذارند، باید قادر باشند سیگنالهای خود را به داخل سلولهای مسئول وارد کنند. این تصور میرود که سلولهای رودهای در این میان نقش انتقال دهنده را بر عهده میگیرند. به هرحال نتیجه حاصل از کار تحقیقی روبرت چاپکین، بیوشیمیدان دانشگاه تگزاس A & M حاکی از آن است که: فعالیت ژنی سلولها در بافت پوششی روده، بسته به این که آیا کودک از شیر مادر تغذیه میکند یا نه، به وضوح تغییر میکند.
بنابراین ممکن است سلولهای روده تحت تأثیر شیر مادر مواد پیام رسانی را وارد خون سازند که باعث پیشبرد فرآیندهای بلوغ در مغز میشوند. نتیجه مطالعهای که در روسیه سفید انجام شده این مسئله را روشن میکند؛ در آنجا دانشمندان سازمان سلامت جهانی به مدت شش سال و شش ماه روند نمو کودکانی را که از شیر مادر تغذیه کرده بودند و کودکانی که از این شیر تغذیه نکرده بودند، بررسی کردند.
مایکل کرامر، اپیدمیولوژیست دانشگاه مک گیل کانادا، نتیجه را بدین گونه خلاصه میکند: «در سالهای نخستین زندگی مزایای مرتبط با سلامتی زیادی برای کودکانی که از شیر مادر تغذیه کرده بودند، وجود داشت. اما تأثیر طولانی مدت منحصر به فردی که موفق به اندازه گیری آن شدند، تفاوت در ضریب هوشی بود.» مدت کوتاهی پس از رفتن به مدرسه، این کودکان به طور متوسط حدود 6 امتیاز از ضریب هوشی بالاتری برخوردار بودند.
نتیجهگیریهای قطعی در مورد رابطه علت و معلولی شیر مادر با توجه به این آمار دشوار است. زیرا مادرانی که به نوزادان خود شیر میدهند و مادرانی که از شیشه شیر استفاده میکنند، حتماً با یکدیگر قابل مقایسه نیستند. مادر شیرده معمولی از یک کشور صنعتی امروزی ثروتمند تر، سالم تر و تحصیل کرده تر از همرده آماری خود که تمایل به استفاده از شیر خشک دارد، است.
آوشالوم کاسپی، روانشناسی از دانشگاه دوکه در دورهام، علامتی را به نفع تز شیر مادر یافت. وی توانست اثبات کند که نوزادان دارای ژن معینی، نیاز فوری به اسیدهای چرب غیر اشباع ویژهای از شیر مادر به نام های اسید دوکوزاهگزان (DHA) و اسید آراشیدونیک (AA) برای تکامل مغز خود دارند. آنها به عنوان مواد سازنده غشاء سلول های عصبی نابالغ مورد استفاده قرار میگیرند.
به علاوه این اسیدهای چرب باعث افزایش فعالیت ژن مناسبی میشوند که مسئول کدگذاری پروتئینی است که قادر به تولید هر دو اسید از دیگر چربی های غذایی نیز است. این که مادر چقدر به کودک خود DHA و AA می دهد، به تغذیه خود وی نیز بستگی دارد ـ ماهی و حیوانات دریایی مانند صدفها، ماهیهای مرکب، خرچنگها و ... همانند سلولهای مغز انسان دارای مقادیر زیادی از هر دو اسید چرب هستند.
از یافتههای مربوط به ماکاکها میدانیم که مادران از طریق شیر خود حتی شخصیت کودکانشان را به واسطه انتقالهای هورمونی هدفمند کنترل میکنند. هر چه آنان هورمون استرس کورتیزول را وارد شیر پسران خود کنند، آنان بعدها بیشتر تمایل دارند که با دیگر مردان شروع به دعوا و مرافعه کنند. آنان به انسانهای عاشق پیشرفت تبدیل میشوند. اینجا نیز بیلان فرزند مطرح میشود: آنان فرصت بیشتری برای تولید نسل پیدا میکنند.
این مکانیسم در مورد انسان هنوز به اثبات نرسیده است. اما جای شگفتی خواهد بود، اگر به خصوص میراث بیولوژیکی مادران بشر از این امکان تأثیرپذیری چشم پوشی کرده باشد. این ژنها که ترکیب شیر را در انسان کنترل میکنند، در نهایت طی متمدن شدن چند هزار ساله تغییر نکردهاند. انسانها از نظر ژنتیکی همانند ماکاکها جزء میمونهای دنیای کهن محسوب میشوند. آنها مادران پستانداران هستند که از شیردهی به عنوان آخرین فرصت برای شکل دهی فرزندشان با خصوصیات خود استفاده کردند.
برگردان: خديجه كاظم عليلو
سطح آدیپونکتین خون میتواند به پیش بینی برخی بیماریها چون دیابت و بیماریهای قبلی کمک کند.

به گزارش روزنامه الکترونیکی دانش و فناوری ـ ستنا، سطح آدیپونکتین یا هورمون گرسنگی یا هورمون اشتها در خون میتواند به پیشبینی بیماریهای قلبی، دیابت، سرطان و برخی دیگر بیماریها کمک کند.
سنجش و درک نقش آدیپونکتین در بدن همچنین میتواند به طراحی روشهای موثرتر کاهش وزن بیانجامد.
آدیپونکتین با زیرگروهی از چربیها به نام سرامیدها تعامل سازنده دارد. سرامیدها روند خودکشی سلولی یا آپوپتوز را کلید میزنند. با این تعامل سازنده از عملکرد سرامیدها در سلولهای لوزالمعده که منجر به از بین رفتن آنها و بروز دیابت میشد جلوگیری به عمل آمد.
در حقیقت میتوان با کمک هورمون گرسنگی از بروز دیابت و چندین بیماری دیگر چون بیماریهای قلبی و سرطان جلوگیری کرد.
آپوپتوز به معنای افتادن برگ است ولی در زیست شناسی سلولی به معنای مرگ برنامهریزی شده سلولها است که روندی فیزیولوژیک و زیستی برای نمو فعال و طبیعی و همچنین حفظ هموستازی است. در مواردی که زنده ماندن یک سلول، موجودیت موجود زنده را به خطر بیاندازد، سلول با مرگ برنامه ریزی شده، خودکشی میکند.
تهیه و تنظیم: هادی ناصری
تصور کنید که برای رفتن به سر کار دیرتان شده و باران هم به شدت در حال باریدن است. در پارکینگ محل کار یک راننده با سرعت از کنار شما می گذرد و درآخرین جای پارک خالی نزدیک در ورودی ساختمان ماشینش را پارک میکند. شما مجبور میشوید که از محل پارک ماشین خود دردورترین نقطه پارکینگ پیاده به سمت ساختمان بروید و کاملاً زیر باران خیس شوید. از شدت عصبانیت در حال دیوانه شدن هستید و می دانید که با این اوضاع احتمالاً تصمیم گیریتان دچار اشکال خواهد بود. موضوع بدتر این است که باقیمانده عصبانیتتان بر تصمیمگیریهای طی روز در محل کار تاثیر خواهد گذاشت.

به گزارش روزنامه الكترونيكي دانش و فناوري ستنا، در تحقیق پیش رو این موضوع تاکید می شود که مواردی چون مثال فوق بدون اینکه شخص خود متوجه باشد بر عملکرد وی در طی روز جهت مواجهه با مشکلات تاثیر گذار است.
سازمانهای بسیاری برای مواجهه با مشکلات برجسته خود برنامههای مدیریت خشم دارند، ولی واقعیت این است که اغلب کارمندان بهدلیل موضوعاتی چون مشاجره های خانوادگی و یا جای پارک به هر حال عصبانی می شوند و این امر بر کارائی شان تاثیر منفی دارد. بهعنوان مثال افراد عصبانی بیشتر بر راه حلهای سریع برگرفته از شناخت خود یا قواعد کلی تکیه می کنند تا اینکه بر استدلال سیستماتیک. این افراد همچنین بهدنبال متهم ساختن نفرات برای مشکل پیش آمده هستند تا اینکه به جوانب آن مشکل بپردازند.
شرکتها میتوانند با ایجاد حس جوابگوئی در بین نفرات از شدت اثرات منفی عکس العملهای برگرفته از عصبانیت در محل کار به شکل موثری بکاهند. اگر شما بدانید که تصمیماتتان توسط شخصی که شما هیچ شناختی نسبت به افکار او ندارید مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت، به شکل ناخود آگاه از تاثیر عصبانیت بر تصمیماتتان جلوگیری میکنید. هر گاه که شما از نحوه قضاوت شخص ارزیاب در مورد رفتارتان مطمئن نباشید توجه بیشتری به واقعیتهای تاثیرگذار شرایط خواهید داشت، در غیر اینصورت اثرات ناخواسته احساسات شما در موقعیتهای گذشته نمایان خواهد شد.
یافتههای این مطالعه کاربرد مهمی برای سازمانها و آن دسته از کارمندان که داري شخصیتهايی نیمه منطقی و تحت تاثیر احساسات هستند و از آنها انتظار میرود که علی رغم این خصوصیت تصمیمات خوب بگیرند، دارد.
این مطالعه که توسط جنيفر اس.لرنر و جولي اچ.گلدبرگ از دانشگاه ایلینویز و فيليپ اي.تتلوك از دانشگاه برکلی انجام شده است به ارائه اثرات روانشناختی عصبانیت باقیمانده میپردازد. بر اساس مطالعه انجام گرفته افرادی که به تماشای یک فیلم که در آن پسری مورد اذیت قرار میگرفت نشسته بودند و از دیدن صحنههای فیلم عصبانی بودند، در عملکردشان در موارد غیرمرتبط با موضوع فوق در نمونه پروندههای قضائی مربوط به سهل انگاری و صدمات ناشی از آن رویکردی حمایتیتر نسبت به متهم پرونده در مقایسه با افرادی که یک فیلم بدون سمت گیری خاص را تماشا کرده بودند، داشتند. این افراد (گروه دوم) تنها زمانی دقت بیشتری نسبت به عملکردشان داشتند که به آنها گفته شد که در مقابل تصمیماتشان در مقابل یک نفر کارشناس که هیچ اطلاعی از افکارش ندارند، پاسخگو خواهند بود. پس از تماشای فیلم مورد اشاره در بالا، با صحنه هائی که عصبانیت بیشتری نسبت به قبل برمیانگیخت، این گروه که باید در قبال تصمیماتشان پاسخگو میبودند متهم را با ملاحظه بیشتری مورد قضاوت قرار دادند.
پاسخگو بودن، احساسات نفرات تصمیم گیرنده را تغییر نمیدهد ولی به این شکل به نظر میآید که این نفرات از احساساتشان به نحو دیگری در جهت تصمیمگیری بهره میبرند. این موضوع یک هدف قابل مدیریت در محل کار است.
اين مقاله كه در سپتامبر 2010 در نشريه HBR منتشر شده نتيجه مي گيرد، مدیران بدون اینکه نظرات خود را عیان کنند باید به کارمندانشان اطلاع دهند که هر از چند گاهی در مورد تصمیماتشان در پروژههای خاص و نه تنها نتایج آنها باید پاسخگو باشند. با توسعه بحث پاسخگويی، مدیران خواهند توانست که کارمندانشان را در مسیر تصمیمگیریها بدون تاثیر پذیری از عصبانیت هدایت کنند.
برگردان: آندره ميكائيلي
مغز دارای تصور تقریبی از بخشهای مختلف بدن است. آزمایش عجیب محققان سوئدی نشان میدهد که البته این تصویر بدن به آسانی تأثیر پذیر است. آنان به روش سادهای باعث شدند که شرکت کنندگانشان یک نمونهی پلاستیکی را به طور مسلم به عنوان دست سوم ادراک کنند.

هنریک ارسن از مؤسسه کارولینسکا در استکهلم بر این باور است که انعطاف پذیری تصویر بدن به ویژه در پزشکی میتواند مفید واقع شود. «شاید در آینده بتوانیم به بیماران سکتهی مغزی که نیمی از بدن آنان فلج شده است، با یک دست مصنوعی کمک کنیم. این دست به عنوان یک عضو خودی ادراک میشود، در حالی که دست افلیج همچنان بخشی از تصویر بدن است.»
آزمایشات قبلی نشان داده بودند که تصویر بدن را میتوان با هزینهی کمتری، مثلاً در مورد «تصور دست پلاستیکی»، تحت تأثیر قرار داد. بدین ترتیب که شخص دستی را همراه با بازویی از پلاستیک در وضعیت و جایگاه طبیعی نسبت به بدن میبیند، در حالی که بازوی خودش زیر یک پوشش پنهان شده است. حالا اگر دست پلاستیکی و دست واقعی چند بار همزمان لمس شوند، عضو مصنوعی در نهایت به عنوان بخشی از بدن احساس میشود.
ارسن و گروهش تلاشهای مشابهی را با کمک درمجموع 154 داوطلب انجام دادند که البته در این افراد دست واقعی پنهان نشده بود. در عوض، این دست آرام در کنار نمونهی مصنوعی روی میزی که شرکت کنندگان پشت آن نشسته بودند، قرار داشت. به گزارش محققان در مجله ی «پلاس وان»، در این مورد نیز نمونه بدون مشکل در تصویر بدن پذیرفته شد. این احساس تا جایی پیش رفت که وقتی چاقوی آشپزخانه روی دست مصنوعی کشیده شد، شرکت کنندگان به طور محسوس عرق کردند.
به گفتهی همکار ارسن، آروید گوترشتام: «انتظار میرفت که فقط یکی از دو دست به عنوان دست خودی ادراک شود، و بیشتر دست واقعی مد نظر بود. اما به طرز غافلگیر کنندهای دریافتیم که مغز این مشکل را با پذیرش هر دو دست به عنوان بخشی از تصویر بدن حل میکند. بنابراین شرکت کنندگان در این آزمایش این احساس را داشتند که دارای دست سومی هستند.»
برگردان: خديجه كاظم عليلو
به تمامی تفاوتهای موجود بین دختران و پسران، حال بایستی موردی دیگر را اضافه کرد و آن تاثیرات جسمی، روانی و رفتاری کافئین بر آنان است که طی تحقیقات اخیر انجام شده مشاهده شدهاند.

به گزارش روزنامه الكترونيكی دانش و فناوری ـ ستنا، بر اساس نتایج آزمایش اخیر برای تعیین اثرات کافئین بر جوانان، محققان دریافتند که پسران در مقایسه با دختران انرژی بیشتری از کافئین دریافت میکنند و حتی تاثیرات مثبت کافئین بر عملکرد ورزشی نیز از جانب پسران گزارش شده است. این پژوهش، اولین در نوع خود در زمینهی تفاوت پاسخ فیزیکی دختران و پسران جوان به کافئین است. یافتههای این پژوهش در کنار دادههای گذشته نشان میدهند که دختران و پسران به دو شکل متفاوت به کافئین عکسالعمل نشان میدهند و دانشمندان امیدوارند با شناسایی این تفاوتها و دلایل آنان، بتوانند نتایج را به موارد دیگری مانند اعتیاد و سوء مصرف دارو تعمیم دهند.
این مطالعه 26 دختر و 26 پسر 12 تا 17 ساله را در بر گرفت. تمامی آنان سابقهی مصرف کافئین داشتند و هیچکدام سیگاری و یا تحت درمان با داروهایی که ممکن بود با کافئین تداخل داشته باشند نبودند. از آنان خواسته شد که 4 بار، هر بار بمدت 90 دقیقه به آزمایشگاه بروند و تاکید شد که از 24 ساعت قبل از مراجعه به آزمایشگاه از مصرف کافئین و از 2 ساعت قبل، از مصرف هر چیزی غیر از آب خودداری کنند. سپس فشار خون و تپش قلب آنان اندازهگیری شد. پس از این مرحله، به تمامی آنان نوشیدنیهایی بدون کافئین و یا با 50، 100، 200 میلی گرم کافئین داده شد و این مساله بصورت تصادفی در هر بار مراجعه افراد تکرار شد. نتایج نشان دادند که در پسران افزایش فشار دیاستولیک و کاهش تپش قلب مشاهده شد. نکته دیگر اینکه پسرانی که عادت به مصرف زیاد کافئین دارند پاسخ شدیدتری به آن از خود نشان دادند.
تهیه و تنظیم: شراره یعقوبی
دستگاه پزشکی تست پوست برای تشخیص سبک زندگی سالم
Written by Administrator«پنج، این نتیجه خوبی است.» متخصص پوست، یورگن لادمان به خبرنگار پس از پایان معاینه میگوید: «شاید شما سیگار نمیکشید و تغذیهی سالمی دارید. میتوانید با مصرف بیشتر میوه و سبزیجات این نتیجه را به حد بهینه برسانید.»

به گزارش روزنامه الكترونيكي دانش و فناوري ـ ستنا، آنتی اکسیدانها مشخص میسازند که یک نفر تا چه اندازه سبک زندگی سالمی دارد. محققان آلمانی دستگاهی ساختهاند که غلظت این مواد را روی پوست اندازه گیری میکند. وقتی که لادمان، رئیس بخش فیزیولوژی پوست مرکز درمانی، هفتهی گذشته همراه با همکاران شبکه تخصصی Optecnet دستگاه جدیدی را معرفی کرد که قرار است به سرعت و سادگی اطلاعاتی دربارهی روش زندگی یک فرد ارائه کند، این خبرنگار و همکارانش نقش آزمودنی را ایفا کردند. این نتیجهی یک کار پنج ساله است و قرار است بعداً طی یک تحقیق کوچک روی یک گروه 50 نفره از نوجوانان شهر کاسل آلمان مورد آزمایش قرار گیرد.
با بررسی طیف نمایی، غلظت به اصطلاح آنتی اکسیدانها اندازهگیری میشود. آنها در اصل ویتامینها و عناصر مکمل هستند که در بدن هنگام دفاع در برابر رادیکالهای آزاد مورد استفاده قرار میگیرند. رادیکالهای آزاد به نوبه خود به عنوان عوامل همکار در ایجاد برخی بیماریها مانند سرطان یا دیابت محسوب میشوند. انسان آنتی اکسیدانهای محافظ را عمدتاً از طریق میوه و سبزیجات به دست میآورد. به گفتهی لادمان، باید آن را همانند یک حساب بانکی تصور کرد که لازم است همواره پر شود. «برعکس، کسی که الکل زیادی مصرف میکند، سیگار میکشد، کم میخوابد یا مبتلا به یک عفونت است، در حال برداشت از این حساب است.»
تاکنون وضعیت موجودی این حساب فقط از طریق نمونه برداری بافتی از پوست تعیین میشد. اینک کافی است یک دستگاه که یادآور ماوس (موشواره) رایانه است، روی پوست گذاشته شود. این دستگاه پرتوی با طول موج معین را روی پوست و درون آن ارسال میکند. بخشی از این پرتو به خود دستگاه اندازه گیری برمیگردد و در آنجا ذخیره میشود. سرانجام اطلاعات بدون کابل به رایانهای انتقال داده میشوند که از روی نمونههای جذب مشخص، غلظت آنتی اکسیدان های بتاکاروتن و لیکوپن را نشان میدهد.
لادمان روش جدید را در طول یک سال با همکارانش آزمایش کرد و سؤالاتی را بدین منظور مطرح کرده است: چه چیز خوردهای؟ مدت طولانی است که دست از کار کشیدهای؟ استرس داشتهای؟ بنا به اظهار این متخصص پوست: «با این روش ممکن است با کمک مقادیر پوستی آنتی اکسیدانها پس از دو تا سه روز اثبات کرد که آیا یک نفر سیگار را ترک کرده یا تغذیه سالمی داشته است.» میزان غلظت این مواد در همکارانش که به تازگی از تعطیلات برگشته بودند و در فصل تابستان خیلی بالا بود: به گفتهی لادمان، این فقط به این دلیل نیست که بیشتر ما در این فصل میوه و سبزی بیشتری میخوریم، بلکه به تازگی آنها نیز برمیگردد که مقدار زیادتری از ویتامینها را به همراه دارد.
این نیز به نوبهی خود میتواند با توجه به آفتاب تابستان مفید باشد. به عقیده این متخصص پوست: «اگر مقادیر آنتی اکسیدانها کم باشد، آسانتر دچار آفتاب سوختگی میشویم که پوست را سریعتر پیر میکند.» برعکس، در نظرسنجیها، آن افرادی جوانتر تخمین زده شدند که غلظت آنتی اکسیدانهایشان در آزمایش بالا بود. بنابراین احتمالاً در آینده علاوه بر مفهوم سن «تقویمی» و «بیولوژیکی»، باید سن «طیف نمایی» را نیز به خاطر داشت.
در حال حاضر این فناوری که از جمله وزارت تحقیقات فدرال نیز در آن سهیم بوده است، قرار است در مدارس کاسل مورد آزمایش قرار گیرد. دانش آموزان در ابتدا یک ماه زندگی عادی خود را سپری میکنند، در نظرسنجیها شرکت میکنند و مقادیر اندازهگیری را یاد میگیرند. در نهایت یک «ماه سلامتی» با ناهار مشترک و تلاش برای ترک سیگار و مصرف کمتر الکل شروع میشود. شش ماه بعد این ماوس (موشواره) پوستی یک بار دیگر به کار گرفته میشود: آنگاه بایستی معلوم شود که آیا آن سبک زندگی نوجوانان را به صورت پایدار تحت تأثیر قرار داده است یا نه.
برگردان: خديجه كاظم عليلو
جنینهای با کمر باز (بیرون زدگی نخاع) در معرض خطر معلولیتهای همیشگی هستند. اما این اختلال در دوران بارداری به نسبت خوبی قابل درمان است.

به گزارش روزنامه الكترونيكي دانش و فناوري ـ ستنا، نتیجهی تحقیقی که سه شنبهی گذشته در مجله پزشکی نیو انگلند منتشر شد، حاکی از آن است که اگر خطر اختلالات کودکی مانند کمر باز وجود داشته باشد، میتوان با عمل جراحی در بدن مادر روند بیماری را بهبود بخشید.
کودکانی که بین هفته های 19 و 26 بارداری تحت عمل جراحی قرار گرفتند، توانستند در سن دو و نیم سالگی پاهایشان را بهتر حرکت دهند، بندرت دچار ناراحتی شدند و در زندگی روزمره نسبت به کودکانی که نقص آنان پس از تولد جراحی شد، کمتر محدود بودند.
به گفتهی جراح کودکان، اسکات آدزیک، سرپرست این تحقیق از کلینیک کودکان فیلادلفیا:«ما برای اولین بار توانستیم والدینی را که در معاینههای قبل از زایمان دریافته بودند که کودکشان با کمر باز به دنیا میآید، امیدوار سازیم.»
در اختلالی به نام اسپینا بیفیدا نیز در اوایل دوران تکامل جنین پوشش اطراف نخاع کاملاً تشکیل نمیشود؛ گاهی حلقهی استخوانی ستون فقرات، بافت نرم و پوست نیز باز میمانند. نخاع در محل معیوب به آسانی آسیب میبیند.
اگر نخاع در آنجا معیوب باشد و همانطور باقی بماند، ممکن است هیدروسفالی و اختلالات مغزی پدید آید. در موارد بغرنج کودکان به صورت متقابل فلج هستند و کنترلی بر مثانه و روده ندارند. اغلب مغز نیز آسیب می بیند و معلولیت های ذهنی نیز پیامد احتمالی هستند که البته وسعت آن را هرگز نمی توان به طور دقیق تخمین زد.
در تحقیق حاضر بایستی 200 کودک با کمر باز، که نیمی از آنان در بدن مادر و نیمی دیگر درست بعد از تولد عمل شدند، تحت مراقبت قرار می گرفتند. البته بررسی بعد از عمل 183 کودک زود فسخ شد، زیرا مزایای عمل قبل از تولد بسیار واضح بودند.
دلایل نتیجه ی خوب معقول هستند: به گفته ی نالین گوپتا از دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو که وی نیز در این بررسی شرکت داشت:«وقتی کمر جنین را زود می بندیم، می توانیم از ناراحتی ها و وخیم تر شدن شرایط در نیمه ی دوم بارداری ممانعت به عمل آوریم.»
البته برای زنان این دستکاری با برخی خطرات همراه است. شکم و رحم برای انجام عمل جراحی باز می شوند. در نهایت تعداد مواردی که کودکان زودتر از موعد به دنیا میآیند، بیشتر میشود؛ کودکان در اواسط هفته 34 به دنیا آمدند. به علاوه ممکن است زایمان ـ همانند کودکانی که دیرتر به دنیا آمدند ـ فقط با سزارین میسر باشد. به گفته ی دیانا فارمر:«عمل جراحی دستکاری دشواری است که زنان حین آن زندگی خود را به خطر می اندازند، اما نتایج متقاعد کننده هستند.»
برگردان: خديجه كاظم عليلو
تزریق یک واکسن و عدم ابتلای مجدد به سرماخوردگی ـ دانشمندان بریتانیایی احتمالاً یک گام به این رؤیا نزدیک شدهاند.

به گزارش روزنامه الكترونيكي دانش و فناوري ـ ستنا، این فقط مطالعهی کوچکی با حضور 22 نفر است و محققان هنوز اطلاعات آن را منتشر نکردهاند. با این حال، رسانههای بریتانیایی از یک موفقیت بزرگ سخن میگویند. زیرا بایستی این فناوری دانشمندان مؤسسه بریتانیایی جنر در آکسفورد در حقیقت، درست همان گونه که اولین تأثیر ظاهراً نوید بخش بوده است، عملکرد خوبی داشته باشد. در این صورت آنان به هدف مهمی دست یافته اند: واکسنی که محافظی در برابر همه یا تقریباً همهی ویروسهای سرماخوردگی است.
متخصصان این مؤسسه که توسط دانشگاه آکسفورد و با همکاری مؤسسه بریتانیایی سلامت حیوانی اداره میشود، برای اولین بار واکسنی را روی انسان آزمایش کردند که همانند داروهای رایج به مبارزه با پروتئینهای موجود در سطح ویروسهای سرماخوردگی روی نمیآورد. از آنجا که این نقاط حملهی واکسن در ویروسها همواره تغییر مییابد، چنین داروهایی هر سال باید با عوامل بیماریزای مورد انتظار تطبیق داده شوند. این امر ماه ها طول میکشد و هزینهی زیادی در بردارد و سال بعد نیاز به یک واکسن جدید است.
در مورد واکسنی که در حال حاضر آزمایش شده است، وضعیت فرق میکند. این واکسن دو پروتئین بسیار حیاتی برای ویروسها را در داخل عوامل بیماریزا هدف قرار میدهد. این دو، پروتئینهایی هستند که بندرت تغییر مییابند و در 90 درصد بنیانهای انواع آنفلوانزای نوع A یکسان هستند. مهمترین ویروسهای سرماخوردگی مانند عوامل آنفلوانزای انسانی، آنفلوانزای خوکی و پرندگان، آنفلوانزای آسیایی، اسپانیایی و هنک کنگی به این گروه تعلق دارند.
اگر این فناوری جدید امتحان خود را پس دهد، بدین ترتیب میتوان همان واکسن را هر سال از نو مورد استفاده قرار داد. سرپرست تحقیق، سارا گیلبرت در روزنامه بریتانیایی گاردین اظهار امیدواری میکند: «آن بیشتر همانند پیشگیری در برابر بیماریهای دیگر مانند خشکی و بی حسی عضلات است.» در این صورت، اگر شروع ناگهانی بیماریها پیش آید، پزشکان بهتر آمادگی دارند و تنگناها میتوانند متعلق به گذشته باشند.
برعکس واکسنهای قدیمی ماده جدید بدن را با افزایش تعداد آنتی بادیهای سیستم ایمنی برای مقابله با آلودگی آماده نمیکند. بلکه تولید سلولهای T، جزء دیگری از سیستم ایمنی، را تقویت میکند. دانشمندان علاوه بر این امیدوارند که اثر حفاظتی 10 سال دوام داشته باشد و برخلاف ديگر واکسنها از انسانهای بالای 50 سال نیز به خوبی محافظت میکند.
این تیم به سرپرستی گیلبرت به 11 آزمودنی سالم بالای 50 سال واکسن خود را تزریق کردند و سپس آنان را با ویروس های H3N2، یکی از عوامل بسیار گسترش یافتهی آنفلوانزا، آلوده کردند. 11 آزمودنی دیگر، بدون این که واکسنی دریافت کرده باشند، با ویروس آلوده شدند. سپس پزشکان ظهور و شدت علائم بیماری را در شرکت کنندگان در مطالعه بررسی کردند.
طبق اظهارات گیلبرت در گاردین، تعداد کمی از افرادی که واکسن زده بودند، به سرماخوردگی مبتلا شدند. به گفته این دانشمند: «نه تنها تعداد افرادی که دچار آنفلوانزا شدند، بلکه بررسی سلول های تی آنان نیز قبل از این که آلوده شوند، دلیلی بر این است که واکسن عملکرد محافظتی دارد.» بر این اساس افرادی که واکسن زده بودند، دارای سلولهای تی فعال، تأثیر پذیرفته و آماده برای کشتن بودند.»
محققان با نتایجشان به دو هدف دست یافتند. در نگاه اول واکسن آنان مطمئن و کارا به نظر میرسد. گیلبرت با خوشحالی ابراز میکند: «این اولین بار است که کسی سعی کرده است واکنش سلولهای تی را به ویروسهای آنفلوانزا برانگیزد و بررسی کند که آیا این روش از گسترش آنفلوانزا ممانعت به عمل میآورد.»
در حال حاضر این اطلاعات هنوز باید متخصصانی را که این تحقیق را قبل از انتشار در یک مجله تخصصی مورد بررسی قرار میدهند، متقاعد کند. در گام بعدی بایستی واکسن روی هزار نفر مورد آزمایش قرار گیرد.
برگردان: خديجه كاظم عليلو
آزمایشات محققان ژاپنی نشان میدهد که احتمالاً سلولهای مغزی محاسبهگران تواناتری نسبت به آنچه که تاکنون تصور میشد، باشند. بر این اساس، زائده بلند یک سلول عصبی فقط یک کابل ساده نیست. بلکه قادر است شکل سیگنال عصبی هدایت شده توسط آن و بدین ترتیب انتقال آن به سلولهای عصبی دیگر را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

به گزارش روزنامه الكترونيكي دانش و فناوري ـ ستنا، به نوشته این محققان به سرپرستی یوجی ایکگایا از دانشگاه توکیو در مجله «ساینس»، این پدیده نه تنها مخالف عقایدی است که تاکنون درباره هدایت سیگنال در زائدههای عصبی رایج بوده، بلکه این امکان را فراهم میسازد که در مغز انتقال قطعی سیگنالهای عصبی فقط از طریق هندسه زائدهها صورت گیرد.
یک سلول عصبی معمولاً سیگنالهای محرک و بازدارنده را از سلولهای عصبی دیگر دریافت میکند و این پیامها را در جسم سلولی خود محاسبه میکند. اگر سیگنالهای ورودی محرک غالب باشند، سلول تکانه الکتریکی، پتانسیل عمل، تولید میکند. این پتانسیل عمل از طریق زائده سلول، آکسون، به محلهای اتصال با سایر سلولهای عصبی هدایت میشود. ایکگایا و همکاران به بررسی یادداشتهایی پرداختند که طبق آنها آکسون یک رسانای غیرفعال نیست.
محققان سلولهای هرمی ـ سلولهای عصبی بزرگ با آکسونهای بلند و ضخیم ـ مغز موشها را بررسی کردند. به همین منظور، لولههای شیشهای بسیار نازک را همراه با الکترودهای اندازهگیری به نواحی مختلف یک آکسون نزدیک کردند و سپس با تحریک جسم سلولی آن به صورت الکتریکی، پتانسیل الکتریکی ایجاد کردند. معلوم شد که پتانسیل عمل در آکسون به آسانی تأثیر پذیر است.
اگر محققان مقداری گلوتامات به نقطه ای از آکسون تزریق کنند، در این صورت پتانسیلهای عمل بعد از انجام این عمل خیلی گسترده تر از قبل بودند، احتمالاً چون انتشار یون های کالیوم و در نتیجه روند توقف دامنه استرس کند شده بود. و در حقیقت چنین پتانسیلهاي عمل گسترش یافتهای بهتر به سلولهای عصبی بعدی منتقل شدند.
ایکگایا و همکاران توانستند همان تأثیر را با فعالسازی آستروسیتهای ـ که زمانی به عنوان گروه سلولهای کمکی ساده در نظر گرفته میشدند ـ مجاور یک آکسون، ایجاد کنند. به نوشته این گروه: «معلوم شده است که آستروسیت ها قادرند انتقال سیگنال در سیناپس را تحت تأثیر قرار دهند. کار ما نشان میدهد وقتی ثابت طول کابل آکسونی از قطر سلولی آنها بیشتر است، تأثیرشان بسیار گسترده تر میشود.»
برگردان: خديجه كاظم عليلو
محققان موفق شدند در یک موش، دیابت نوع یک را بدون نیاز به تزریق انسولین درمان کنند.

به گزارش روزنامه الکترونیکی دانش و فناوری ـ ستنا، محققان آمریکایی با کار بر روی یک موش موفق شدند که هورمون "گلوکاگون" را مهار کنند.
هورمون گلوکاگون مسئول بالا نگه داشتن گلوکز و تنظیم انسولین خون است. بالا بودن بیش از اندازه و طولانی مدت این هورمون باعث سرکوب انسولین شده و از طرفی با بالا نگه داشتن گلوکز خون موجب بروز دیابت در فرد می شود.
دانشمندان موفق شدند با مهار این هورمون بدون نیاز به انسولین و داروی دیگری دیابت را درمان کنند. پیشتر تصور می شد که مهار گلوکاگون باعث بیماری می شود اما در این پژوهش پس از مهار گلوکاگون و تخریب گیرنده های آن هیچ گونه علایم بیماری در بدن موش ظاهر نشد.
این پژوهش نیاز به بررسی دقیق و گسترده تر دارد اما دانشمندان امیدوارند بتوانند از این روش برای درمان دیابت نوع یک در انسان استفاده کنند. در دیابت نوع یک بدن توانایی تولید انسولین را از دست میدهد. انسولین هم اثر مهاری بر هومون گلوکاگون دارد و سطح قند خون بدن را پایین نگاه میدارد.
بدن مبتلایان به دیابت نوع یک که اغلب در سنین زیر 30 سالگی نمایان میشود، توانایی تولید انسولین را ندارد و این امر موجب افزایش سطح قند خون میگردد. این امر به دلیل از دست رفتن سلولهای β جزایر لانگرهانس لوزالمعده اتفاق میافتد.
دلیل اصلی از دست رفتن سلولهای β، حمله سلولهای لنفوسیت نوع T به دلیل خود ایمنی است که در بیشتر موارد بروز بیماری بهدنبال ابتلا به یک بیماری ویروسی اتفاق میافتد. روش درمانی آن تزریق انسولین و کنترل دائمی میزان قند خون است. حدود 5 تا 10 درصد افراد دیابتی در آمریکا که دیابت آنها به اثبات رسیده به این نوع دیابت مبتلا هستند.
علائم دیابت نوع یک عبارتند از: تشنگی بیش ازحد، گرسنگی دائمی، تکرر ادرار (به خصوص در شب)، کاهش وزن ناگهانی، خستگی مفرط و تاری دید.
تهیه و تنظیم: هادی ناصری